پرده اول، بازیگر! پرده دوم، بازیگر! پرده
سوم بازهم بازیگر و پرده های بعدی و بعدی و بعدی باز بازیگر و کارگردان و روایت آن
ها از نمایشنامه. اما هنر اول دنیا یعنی موسیقی در کدامین پرده نمایش جای دارد تا
عمق احساس نمایشنامه نویس را به مخاطب القا کند؟ شاید هیچ کجا.
متاسفانه کارگردانان تئاترما بی توجه به
تاثیر چنین هنری تنها گوشه کوچکی از پرده های عظیم نمایششان را به موسیقی آن هم نه
از نوع خوب اختصاص می دهند که این خود باعث ضعیف شدن و از بین رفتن موسیقی تئاتر
شده است.
بردیا کیارس آهنگساز معتقد است: موسیقی
های تئاتر بسیار ضعیفند وآهنگسازان خبره برای این کار پیش قدم نمی شوند. این
آهنگساز عدم سرمایه گذاری مناسب برای موسیقی تئاتر را یکی دیگر از عوامل ضعیف بودن
آن می داند و می گوید: موسیقی تئاتر در کشورما جا نیفتاده و از طرفی هم چون بودجه
مناسبی برای تئاتر و به الطبع برای ساخت موسیقی آن در نظرگرفته نمی شود ،آهنگسازان
حرفه ای هم هیچ وقت کار ساخت آن را بر عهده نمی گیرند مگر اینکه آن آهنگساز آنقدر
مرفح باشد که این کار را قبول کند و یا بر حسب اتفاق که محال است بودجه آن تئاتر
خوب باشد.
عماد توحیدی آهنگساز موسیقی تئاتر و
سینما نیز در خصوص نبود آهنگسازان حرفه ای در موسیقی تئاتر می گوید: هر زمان
برخورد ما با پدیدههای فرهنگی _ هنری غیراصولی و غیركارشناسانه باشد اولین كسانی
كه عرصه را ترك میكنند حرفهایها هستند. وقتی هر نوازنده یا آهنگساز با سطح
پایین یا متوسط و بدون مطالعه و درك صحیح دراماتیك وارد عرصه ساخت موسیقی تئاتر
میشود چه انتظاری میتوان داشت. شما بیشتر موسیقیهای تئاتر این سالها را بشنوید!
تكرار ملالآور همان نغمات سطحی و حداقلی یا نغمات انتزاعی بیربط و تزیینی وفاقد
اندیشه پویا و دراماتیك!
گاهی هم چند نوازنده ضعیف كه نابجا دف و
دهل و سهتار مینوازند و در كنار صحنه تئاتر كنسرت موسیقی بیكیفیتی برگزار
میكنند و چند نفر هم آن وسطها میچرخند!
وی ادامه می دهد: كمبود بودجه و دخالتهای
برخی كارگردانهای بیتخصص در موسیقی مشكل ثابت این سالهاست.طبیعی است كه آهنگسازان
برجسته از حضور در چنین عرصهای كه جز تبعات منفی هیچ ندارد پرهیز كنند. در
نمایشهای رادیویی هم كه اساسا بحث سفارش ساخت موسیقی منتفی است. خدا بركت آرشیو
موسیقی سازمان را زیاد كند البته آنجا به لحاظ تجربه تهیهكنندگان انتخاب كمی بهتر
است.
دستمزد، مقیاس سنجش آهنگسازان
بودجه کم تئاتر تنها برروی موسیقی آن
تاثیر گذاشته چرا که کارگردان كه نمی تواند بازیگران غیر حرفه ای را به خاطر دادن
دستمزد کم به صحنه بیاورد و نمایش خود را دچار رکود کند بر این اساس از موسیقی
مناسب که شاید در تئاتر هم مخاطب زیادی نداشته باشد فاکتور می گیرد و با دادن
دستمزد کمتر به آهنگسازان بازاری ، نمایش خود را دارای موسیقی می کند.
کیارس نیز در این خصوص می گوید: در تئاتر
و سینما آهنگسازانی هستند که به دلیل ارزان كار کردن، بازار كاری را به سمت
خودشان میكشند. متاسفانه در حال حاضر مقیاس سنجش كاری دست مزدها شده یعنی هر كسی
كه دستمزد پایینتر بگیرد بیشتر كار میكند.
این آهنگساز با گله مندی از شرایط موجود
ادامه می دهد: در ایران کار مورد نظر نیست بلکه فقط بازار مد نظر است در حالی که من
هنرمند كه فقط نباید به فكردرآمدزایی باشم. متاسفانه با بوجود آمدن چنین شرایطی من
و امثال من نمیتوانیم كار كنیم چرا که اگر بخواهیم کار کنیم باید آنقدر خودمان را
پایین بیاورم كه آرزوی بقیه را برآورده کنیم.
وی بیان می دارد: من به آهنگسازان برجسته
این حوزه از جمله آقای شریفیان ،پژمان ودیگران حق می دهم که به جزء ساخت و ضبط چند
موسیقی دیگر کار نکنند چون واقعا انگیزهای ندارند.
موسیقی در تئاتر اهمیت ندارد!
با وجود اینکه موسیقی در القا کردن مفاهیم
نمایشی نقش اساسی را ایفا می کند اما متاسفانه کارگردانان این هنر، به این مقوله
اهمیتی نمی دهند به طوری که مجید درخشانی آهنگساز ونوازنده تار می گوید: تهیه
کنندگان و کارگردانان اهمیت زیادی برای موسیقی تئاتر قائل نیستند و آن طور كه باید
به آن اهمیت نمی دهند.
گاهی دیده می شود که یك آهنگساز تنها برای
ابتدا و آخر نمایش موسیقی می سازد و این در حالی است که در سینما بسیاری از صحنهها
با موسیقی همراهند که البته همه اینها ناشی از بی اهمیتی موسیقی در تئاتر است.
وی در ادامه به قیاس موسیقی تئاتر ایران
با سایر کشورها می پردازد و می گوید: در تمامی دنیا به موسیقی در تئاتر توجه خاصی
می شود به طوری که موسیقی و بازیگری با هم شكل میگیرند واجرا می شوند اما
متاسفانه درایران چنین نیست و کارگردانها حتی حاضر نیستند برای موسیقی تئاتر هزینه
كنند.
موسیقی تئاتر و نبود جایگاه مدون
عماد توحیدی نیز با اشاره به جایگاه تئاتر
در ایران می گوید: موسیقی برای تئاتر یك عنصر تكمیلی و زیبایی شناسانه در جهت ارایه
هرچه بیشتر مفاهیم و احساسات بشری است و از این جهت جایگاه منحصر به فرد و قابل
اعتنایی در عرصه درام دارد.اما موسیقی تئاتر در كشور ما به مانند خیلی از ژانرهای
فرهنگی دیگر جایگاه مشخص و مدونی ندارد. تعاریف ما چنان تفاوت عمیقی با مصادیق
جهانی دارد كه از اساس بحث مقایسه منتفی است. خالق آلبوم موسیقی قلندروار معتقد است
:موسیقی تئاتر، موسیقی تاثر و تاثیر است.
موسیقی ایجاد و تالیف كه اثرمندی والقا
گری سیال آن ، ركن اصلی آن است پس باید در ظرفیت و رویكرد اندیشمندانهای ساخته
شود. این ظرفیت و رویكرد در حال حاضر مهیا نیست چرا که ما هم اکنون با فقدان چند
شاخص حیاتی در موسیقی تئاتر از جمله نبود آهنگسازان حرفهای و مختص عرصه موسیقی
تئاتر،فقد منتقد موسیقی تئاتر، فقد درك جدی و زیبایی شناسانه از موسیقی تئاتر دربین
بسیاری از مسئولان، كارگردانان و مخاطبان تئاتر و نبود بودجه، امكانات و انگیزه
برای تربیت نسلی كارآمد از آهنگسازان تئاتر رو به رو هستیم.
توحیدی ادامه می دهد: با وضعیت فعلی بررسی
موسیقی تئاتر هم به مانند بررسی خیلی از شاخصهای منفعل فرهنگی در ایران شوخی
بیمزه و تكراری است.
محمدرضا درویشی آهنگساز كه تا كنون تنها
برای تئاترهای بهرام بیضایی موسیقی ساخته نیز در باره موسیقی تئاتر و جایگاهش می
گوید: موسیقی متن برای تئاتر كاربرد ندارد، چرا كه به نوعی مزاحمت ایجاد میكند،
مگر در لحظات خاص. من به شخصه در تئاتر بیشتر موسیقی را برای فضا سازیهای اول و
آخر نمایش قرار میدهم.
وی ادامه میدهد: در نمایشهای بهرام
بیضایی كه من كار كردهام، فضا بیشتر به این شكل بود كه تنها اول و آخر تئاتر
موسیقی میطلبید. البته در تئاتر دوم وی، موسیقی یكی دو قسمت همراه بازی بود ولی در
«شب هزار و یكم» سه اپیزود بود كه موسیقی قبل از هر اپیزود پخش میشد و در واقع
بیانگر حفظ آن اپیزود بود.
در تئاتر «افرا» نیز موسیقی همراه نمایش
نبود و تنها اول و آخر آن اجرا شد.
موسیقی زنده برای نمایش زنده
نمایش هنری زنده است كه در آن زندگی با
بازی بازیگران آن در رویارویی مستقیم با مخاطب جریان دارد بر این اساس موسیقی نیز
كه یكی از ابزار انتقال بخشی از این هنر به مخاطب است ، باید زنده باشد اما دیده
میشود كه این هنر زنده، موسیقی غیر زنده را در خود جای داده و با آن پیش میرود.
مجید درخشانی در این زمینه میگوید: یكی
از موارد مرسوم در تئاترهای
قدیم ، استفاده از موسیقی زنده در این
هنربوده است مثل اپرا و بعضی از تئاترهای روحوضی .اما امروزه به دلایل مختلف دیگر
شاهد چنین چیزی نیستیم.
وی ادامه میدهد: در تئاتر اگر این امكان
وجود داشت كه موسیقی هم مثل بازیگری زنده باشد قطعا نوع دیگری از این هنر جلوه
میكرد تا یك چیز ضبط شده كه دربرخی قسمتهای تئاتر به صورت نامرئی پخش شود.
این آهنگساز با اشاره به عواملی كه باعث
حذف موسیقی زنده از تئاتر شده، بیان می دارد: عدم استقبال مخاطبان تئاتر از موسیقی
و در واقع نبود شنونده برای موسیقی تئاتر باعث گردیده تئاترها موسیقی زنده نداشته
باشند.
از سوی دیگر نوازندهها این وقت را
نمیگذارند كه برای تئاترها اجرایی داشته باشند چرا كه مدت زمان اجراهای نمایش
بسیار زیاد است و معمولا نوازندگان حرفه ای به آن تن نمیدهند اما اصولا اگر این
اتفاق میافتاد خیلی جالبتر بود.
شاید یكی از عواملی كه باعث حذف موسیقی
زنده در تئاتر شده باز هم نبود بودجه باشد چرا كه دستمزد نوازندگان بالاست و
كارگردان نمیتواند برای اجرای 1 ماهه نمایش خود هزینه هنگفتی را به نوازنده اختصاص
دهد.
بردیا كیارس با تایید این مطلب میگوید:
متاسفانه با رفتن بسیاری از نوازندگان خوب ، ما با مشكل كمبود نوازندگان حرفهای
مواجه هستیم بر این اساس این تعداد كه هم اكنون در ایران فعالیت میكنند قطعا
بواسطه ارائه كار خوب دستمزد بالایی میگیرند و از آنجایی كه تعداد اجراهای تئاتر
زیاد است برای كارگردان صرف نمیكند كه موسیقی زنده را همراه نمایشش كند. البته اگر
اجرای آن موسیقی تنها با یك ساز مقدور باشد شاید بتواند از این هنر به صورت زنده
استفاده كند اما اگر نیاز به گروه یا اركستر باشد دیگر نمیشود.
حضور موسیقی غیر زنده در تئاتركه زنده است
شاید مخاطب را با نوعی تناقض در دیدن و شنیدن دو هنر مواجه كند اما كیارس این مطلب
را رد میكند و معتقد است: اگرقرار باشد در تئاتر موسیقیای اجرا شود كه نقش
نمایشی نداشته باشد قطعا پشت پرده نواخته خواهد شد و اصلا دیده نخواهد شد و در این
صورت فرقی نمیكند كه نوازنده به صورت زنده بنوازد یا موسیقیاش ضبط شده پخش شود.
البته اگر زنده باشد خیلی خوب است چرا كه
نفس نوازنده در آن فضا موجود است و احساس به نوع دیگری منتقل خواهد شد و آن موسیقی
از لحاظ روانی و حسی بیشتر به مخاطب میچسبد اما متاسفانه هنر تعریف غلطی بین ما
پیدا كرده است.
این آهنگساز بود و نبود موسیقی زنده در
تئاتر را بسته به آن تئاتر میداند و میگوید: در تئاتری كه موسیقی در گرو نقش
بازیگر است و آن بازیگرتمام تمریناتش را با موسیقی آن انجام داده حتما باید موسیقی
زنده اجرا شود در غیر این صورت نیازی به موسیقی زنده در تئاتر نیست.
كارگردانان تئاتر از موسیقی بیاطلاعند!
دانش
كارگردانان تئاتر از موسیقی از جمله مواردی است كه در شكلگیری موسیقی توسط آهنگساز
تاثیر مستقیم دارد.
مجید درخشانی در این باره میگوید: موسیقی
برای یك تئاتر با توجه به متن آن شكل میگیرد و كاری كه كارگردان و بازیگر انجام
میدهد همگی در ساخت موسیقی نقش دارد بر این اساس آهنگساز باید صحنههای تمرین را
ببیند و با دیدن این صحنهها ایدههای خوبی برای ساخت دریافت كند.
وی ادامه میدهد: اگر كارگردان از موسیقی
مطلع باشد و با آهنگساز تفاهم داشته باشد مشكلی پیش نمیآید اما متاسفانه بسیاری از
كارگردان ما كاملا از موسیقی بیاطلاعند و جالب اینكه با این بیاطلاعی دخالتهایی
هم در كار آهنگساز میكنند.
موسیقی در تئاتر كلی است.
یكی دیگر از كاربردهای موسیقی در هنرهای
دیگر استفاده از آن در سینماست اما این هنر در سینما چنان جایگاهی یافته كه قابل
قیاس با كاربرد آن در تئاتر نیست.
درخشانی با اشاره به كاربردهای موسیقی در
تئاتر ، سینما و تلویزیون میگوید:
در فیلم و سریال موسیقیای با عنوان
تیتراژ وجود دارد كه فضای كلی آن فیلم را قبل ازورود به داستان بیان میكند در حالی
كه در تئاتر چنین چیزی وجود ندارد.
وی ادامه میدهد :در موسیقیهایی كه برای
متن تئاتر ساخته میشود تفاوتی به چشم نمیخورد چون بازی در آن نقشی ندارد و
موسیقی تنها توصیف فضاست كه به حال و هوای صحنه كمك میكند.
این نوازنده تار معتقد است : در سینما
موسیقی در هر ثانیه تاثیرگذار است و نقش اساسی با بازیگری دارد و درواقع با چهره
بازیگر و حركتهای او منطبق می شود اما در تئاتر بواسطه دور بودن بازیگر از مخاطب
چهره او دیده نمیشود و مخاطب تنها با یك فضای كلی در صحنه روبروست به این دلیل
موسیقی آن هم كلی خواهد بود.
وقتی موسیقی ها كامپیوتری میشوند.
نبود زمان لازم برای ساخت موسیقی تئاتر
یا سینما آهنگساز را با مشكلات عدیدهای مواجه میكند كه از آن جمله روی آوردن
سازنده اثر به ابزار آلات غیر موسیقایی است.
بردیا كیارس در این خصوص میگوید:
متاسفانه هیچ كس در ایران برای موسیقی
وقت نمیگذارد .وقتی یك كارگردان زنگ
میزند و میگوید 2 هفته به جشنواره مانده برای فیلم من موسیقی بساز معلوم است آن
موسیقی چه میشود.چرا كه من آهنگساز برای ساخت موسیقیام به یك ماه و نیم وقت نیاز
دارم.
وی در ادامه به مقایسه روند ساخت موسیقی
در سینمای ایران و هالیوود می پردازد و میگوید: در هالیوود موسیقی ، 3 هفتهای
ساخته می شود چرا كه حداقل 6 نفر در ساخت این اثر در كنار آهنگساز قرار دارند و فقط
آهنگساز تم مینویسد و هر كدام از بخشهایش را بین دستیارانش پخش میكند.اما در
ایران بعضی از آهنگسازان كه اگر اسمشان را آهنگساز بگذاریم پای كامپیوتر
مینشینند و خودشان هم موسیقی میسازند و هم میكس میكنند و .....