|
اشاره:
در مراكش انواع موسيقي از جمله عربي، بربري، كلاسيك و پاپ وجود
دارد. موسيقيدانها در اركسترهاي بزرگ، قهوهخانهها، تالارهاي
خصوصي، مراسم مختلف
از جمله عروسيها، عزاداريها و مراسم مذهبي به اجراي موسيقي
ميپردازند. گاهي هم
موسيقي با قصهخواني و رقص همراه است. موسيقي در مراكش عنصر
بسيار مهمي در فرهنگ
عامه است و همه تاريخ و اساطيرآن را ميتوان در ترانههاي مردم
آنجا و در موسيقي آن
سرزمين، رديابي كرد.
موسيقي
اندلس
پيشينه اين موسيقي به ابوحسن عليبن نافي، معروف به زرياب
ميرسد. اين خواننده و آهنگساز معروف، در قرن نهم و به دنبال
بدگوييها و شايعاتي كه
توسط معلمش، اسحاق موصلي، پخش شده بود، به ناچار از بغداد فرار
كرد تا از شرّ
حسادتهاي كينهورزانة او در امان باشد. موسيقي اندلسي، ساختار
موسيقايي پيچيدهاي
دارد. آخرين استاد اين سبك، شيخ صلاح، يكي از موفقترين
اركسترهاي مدرن مراكش را
رهبري ميكرد.
موسيقي آيس ساوا
اين موسيقي
در قرن پانزدهم، توسط سيدي بنآيسسا كه احتمالاً معروفترين
عضو فرقه برادري
صوفيان مراكش بود به وجود آمد. گروه آيسساوا، به رهبري سعيد
كيسسي، با 16 ساز از
جمله سازهاي كوبهاي، ني و نفير به اجراي موسيقي ميپردازد.
موسيقي بربر
فرهنگ قديمي موسيقي بربر به طرز
خارقالعادهاي غني و متنوع و داراي سبكهاي موسيقايي بيشماري
است. سازهايي كه در
اين نوع موسيقي به كار ميروند عبارتاند از: نيانبانه و
قرهني (سبك سلتيك)
همچنين نوعي از موسيقي نپتاتونيك (شكلي از موسيقي چيني) و
ريتمهاي غني آفريقايي، در
كنار مجموعهاي از فرهنگ شفاهي معتبر مراكش، بر غناي اين
موسيقي
ميافزايند.
قرنهاست كه گروههاي سيار موسيقي كه از دهكدهاي به دهكده ديگر
ميرود و در عروسيها يا رويدادهاي اجتماعي، مردم را با
ترانهها، داستانها و اشعار
خود سرگرم ميكنند، اين سنت موسيقايي را زنده نگه داشتهاند.
بزرگترين خوانــنده
اين ســبك آمــوري امــبارك
(Amori mbark)
است كه در سال 1970، همراه گروهش عثمان،
نخستين فردي بود كه ترانههاي بربر را به صورت مدرن اجرا كرد،
بيآنكه در شالوده و
روح آن تغييري ايجاد كند. خواننده الجزايري، ماركوندا اورس هم
كه صدايي استثنايي
دارد، در اين سبك ميخواند. ديگر خواننده صاحبسبك در اين نوع
موسيقي، وليد ميمون،
اهل شهر ريف در مراكش عثماني است. اين هنرمندان در كشورهاي
خودشان كه در آنها فرهنگ
عربي تسلط دارد، چندان مورد توجه نيستند و يا به صورتي اتفاقي
به آنها توجه ميشود.
يكي از مشهورترين آنها، «اومالو»ست كه در سالهاي اشغال الجزاير
توسط فرانسويها
(سالهاي
1950) توانست با تركيبي از عناصر فرهنگي چندگانه محيطش، آثار
گوناگون و
جالبي را خلق كند، آثاري كه بعدها روي گونههاي مختلف موسيقي
كلاسيك، فلامنكو،
فرانسوي و آفريقايي تأثير گذاشت.
موسيقي
آرگان
موسيقي بربرهاي جنوب مراكش و نام آن برگرفته از درختي است كه
زمينهاي گستردهاي از آن منطقه را پوشانده است. از ميوه اين
درخت، روغن خوشطعم و
سالمي ميگيرند و خود درخت هم نهادي از صبر و سازگاري و مقاومت
در برابر خشكساليها
و بربريتهاست. گروه موسيقي مردانه ژاژوكا، متشكل از استاداني
است كه سازهاي سنتي
كوهستانهاي ريف در نزديكي طنجه را مينوازند. نجات آتابو
خواننده زن مشهور مراكشي،
پس از آنكه در يك مراسم خانوادگي، صدايش را ضبط و سپس پخش
كردند، يكشبه به شهرت
رسيد و از همان ابتدا، تبديل به ستارة موسيقي آرگان شد. آتابو
با ترانههايش عليه
خرافات و محدوديتهاي سنتي خانواده و كشورش، مبارزه ميكند.
چا آبي
اين لغت به معني «مردمي» است و به موسيقي پاپ
مراكش اطلاق ميشود. اين موسيقي، جنبههاي مختلف موسيقي سنتي
مراكش و موسيقي ساير
اعراب، آفريقاييها و سبكهاي غربي را دربرميگيرد. در سالهاي
1970 گروههاي مختلفي به
عنوان پيشگامان موسيقي پاپ در مراكش شروع به فعاليت كردند كه
برخي از آنها
عبارتاند از: جيل جي لالا، نص اليقواني و لم چاهب كه اين
آخري، با استفاده از
نغمات فولكلور، در سالهاي 1970، 1980 تأثير شگرفي بر موسيقي
پاپ شمال آفريقا
گذاشت.
كلاسيك
موسيقي كلاسيك عمدتاً به
موسيقي قرن دهم تا پانزدهم اطلاق ميشود، ساختار بسيار
پيچيدهاي دارد و اشعار آن
داراي ويژگيهاي مشخصي از گويش اندلسي يا زبان كلاسيك عربي
هستند. سازهاي عمدهاي كه
در اين نوع موسيقي از آنها استفاده ميشود، عبارتاند از: تار،
نوعي دف، نوعي طبل
قيفمانند سفالي به نام دربوقا و سه نوع ساز زهي (رباب،
كمانچه، عود(.
گناوا
مردم گناوا عمدتاً متعلق به امپراتوري گينه
(سنگال،
گينه و مالي امروزي) هستند كه در فاصله قرن شانزدهم به عنوان
برده سلاطين
ثروتمند از كشورشان به مراكش آورده شدند و فرهنگ و دين مراكش
را با فرهنگ خود
آميختند. موسيقي گناوا تركيب قدرتمندي از ترانههاي ديني و
ريتمهاي آفريقايي با
رگههايي از افكار صوفيانه است. سازهايي كه در اين نوع موسيقي
از آنها استفاده
ميشود، عبارتاند از: طبل و سنج. كوليهاي گناوايي هم همچون
نياكانشان در سراسر
دنياي موسيقي پراكندهاند. هنرمندان مشهور اين سبك عبارتاند
از: حسن هكمون (ملقب
به آتشيندرون) كه عمدهترين دوره فعاليتش در مدرسه جماعه
الفناي مراكش گذشت. سبك
او، ملتقاي سنتهاي قديمي و سبكهاي جديد موسيقايي جهان است.
عبدن بي بينيزي كه در
سال 1963 در مراكش به دنيا آمد و در مدرسه جماعه الفنا و
همچنين در ميان
موسيقيدانها، قصهگوها، پيشگوها، اغذيهفروشهاي سيار و سيركها
بزرگ شد و سافو كه
در مراكش به دنيا آمد، ولي در 17 سالگي آنجا را ترك كرد و
همراه والدينش به پاريس
رفت و در آنــجا در دانشــگاه به تحصيل پرداخت. در سال 1977
آلبوم
Le baladeur du Rex
را منتشر كرد.
گريحا
نوعي موسيقي پاپ
است كه در آن به جاي استفاده از زبان كلاسيك، از زبان محاوره
استفاده ميشود.
ترانههاي امروزي مراكش در اين سبك تنظيم ميشوند و موضوع آنها
غالباً عشق، جنگ،
حادثه و طنز است.
ملحون
نوعي موسيقي محلي
است كه با اشعاري خوانده ميشود كه عمدتاً پيشهوران و كارگران
آنها را
ميسرايند.
راعي
يكي از قابل دسترسترين،
پرتحركترين و جذابترين سبكهاي موسيقي مراكش است كه براساس
ريتمهاي موسيقي آفريقاي
شمالي ساخته و توسط سينتي سايزر، گيتار باس و صداي انسان اجرا
ميشود. موسيقي
مراكشي در عين حال كه از موسيقي ساير كشورها تأثير پذيرفته، بر
موسيقي آنها تأثير
هم گذاشته است، از جمله با آنكه هيپيها مدتهاست از مراكش
رفتهاند، ولي هنوز هم
ميتوان ترانههايي را كه در سالهاي 1960 در مراكش از محبوبيت
فراواني برخوردار
بودند، از زبان مردم اين كشور شنيد. رولينگ استونز در سال 1989
با موسيقيدانهاي
مراكش همكاري و با استفاده از ريتمهاي موسيقي اين كشور، آثار
دلپذيري را خلق كردند.
يكي از گروههاي موفق امروز در موسيقي اندلس، موسيقي و رقص گروه
الاندلس است كه در
امريكا فعاليت ميكند. مدير هنري گروه اهل مراكش است و توانسته
آثار عربي و مراكشي
بسياري را به موسيقي جهان معرفي كند. برايان جونز و گروه جل
لاباش كه از استادان
موسيقي سبك ژوژوكا هستند، در سال 1968، با ياري يكديگر آلبوم
«The pipes of pan»
را
كه تا حدي شبيه موسيقي جاز مدرن است، منتشر كردند.
موسيقي
صوفيانه
اين موسيقي در مراكش رواج دارد و تركيبي از سنتهاي روحاني و
در بسياري از جهات، متفاوت با ساير فرقههاي اسلامي است كه از
موسيقي استفاده
نميكنند. از اين موسيقي براي رسيدن به حالتي تحت عنوان نشئه
روحاني استفاده
ميشود. مردان دست در دست يكديگر حلقه ميزنند و ذكر ميگويند
و ميرقصند. موسيقي
صوفيانه مراكشي، غالباً ريتم مشخصي ندارد.
مراكش يكي از شهرهاي كشور مغرب است كه
بدليل پيشينة وسيع موسيقايي در ادوار تاريخي همچنان با اين نام
در بين اهل فن مشهور
است.
|