|
سرانجام
لزوم برگزاري
كنسرتهاي گروهي و به ويژه استفاده از اركستر
سمفونيكهاي ساير كشورها، كه در اين
زمينه به شكلي جدي كار كردهاند، تحركي را در سالنهاي معدود
پايتخت درسال گذشته ايجاد كرد. هرچند
اين حركت از آنچه كه مطلوب محسوب ميگردد، فاصله بسيار دارد و
با پخش نشدن اين كنسرتها از رسانه
ملي، هنوز طيف وسيعي از علاقهمندان به موسيقي
جدّي، همچنان محكوم به شنيدن آثار دم دستي
و شتابزدهاي هستند كه از بام تا شام،
گوش مخاطب را آزار ميدهند و سليقه او را تخريب ميكنند، ولي
اين حركت نشان ميدهد كه مسئولان،
سرانجام پس از قريب به سي سال كه از انقلاب اسلامی ميگذرد،
ضرورت دستيابي به موسيقي علمي، صحيح و
انسانساز را دريافته و در راه اشاعه آن
گامهاي نخست را برداشتهاند.
موسيقي ايراني با وجود ابعاد
شگفتآور، تنوع
حيرتانگيز و گسترة عظيمي كه فراروي هنرمند قرار ميدهد، به
علت كجفهميهاي ديرپا، پيوسته ناچار
بوده است در انزوا به رشد خود ادامه دهد و از آنجا كه هنر، جز
در تعاملي نقّادانه بين هنرمند و
مخاطب، راه استوار و صحيح خود را نمييابد و تعالي
آن جز در ساية، نقد آگاهانه ميّسر نميشود،
هنري چنين قدرتمند، غالباً به
زنجمورههايي كه از سر بيدردي سر داده شدهاند، تبديل شده و
هنر و هنرمند اصيل، غالباً مورد
بيمهري قرار گرفتهاند. تعصّبات غير عالمانه، در سالهاي نخست
انقلاب، موسيقي را به عنصري ايستا
تبديل كرد، به شكلي كه جز در سرودهاي خودجوش ابتداي
انقلاب و معدود آثاري كه به ويژه در رثاي
شهداي انقلاب ساخته شدند و نيز آثار اندكي
كه دلسوزان حقيقي موسيقي همت كردند و در
ابعادي نه چندان گسترده در اختيار مخاطب
قرار دادند (زيرا رسانه ملي با بيتدبيري
عجيبي از حمايت از اين نوع موسيقي سرباز
زد!)، قطعات ارائهشده، ملقمه عجيب و غريبي از
اشعار شكوهمند شعراي بزرگ اين مرز و
بوم با آهنگهاي ناشيانه و پيش پا افتادهاي بودند كه عرض آن
بردند و زحمت اين افزودند!
در اين بيبرنامگي مخرّب، ناگهان
تجدّدگرايي رسانه ملي در باب موسيقي
بهویژه در دوره مدیریت موسیقی استاد شاعر گل
كرد و موسيقي بيهويتي به نام پاپ،
باب شد و از در و ديوار، مشابه خوانندگان لسآنجلسي باريد كه
متأسفانه سابقه و تجربه همانها را هم
نداشتند و روند تخريب ذائقه موسيقايي مخاطب، شتابي حيرتانگيز
يافت. در اين هياهوي موسيقيوار، بديهي است كه
آثار گرانسنگ، خلق نشدند و اگر هم
هنوز اندك شوقي در هنرمندان اصيل براي خلق آثار باارزش باقي
مانده بود، مورد غفلت قرار گرفت.
استفاده نابجا از سازهاي الكترونيك نيز مزيد بر علت شد و
خوانندگان يك شبه ره صدساله پيموده كه
غالباً داعيه!! آهنگسازي هم دارند، يك روزه آهنگ ساختند و
يكي دو ساعته اجرا كردند و وقتي وكودر
(Vocoder) كه اختراع آن، علل
محكمتري داشت، در اين
غوغا، در كنار صداي خواننده به كار گرفته شد، آثار موسيقايي
فخيم جديد الولاده، گل بودند به سبزه
نيز آراسته شدند!
شايد تكرار اين نكته ملالتافزا
باشد كه موسيقي به عنوان يكي از جهانيترين
هنرها (و شايد هم جهانيترين)، از يك سو
موجب ارتقاي سليقه، فهم، شعور و حس
زيباييشناسي مخاطب و از سوي ديگر يكي از
كارآمدترين ابزارهاي تقويت روح جمعي، شور
ديني، وحدت و تعالي است. از همين رو با
تمام نقدهاي درستي كه بر فرهنگ غرب وارد است،
بيترديد نميتوان تلاش غرب و مخصوصاً
كشورهاي صاحب موسيقي اروپا را در اشاعه و ارائه موسيقي علمي،
باشكوه و خلّاقانه مذهبي در آن سامان،
ناديده انگاشت. بهترين خوانندهها، نوازندگان، موسيقيدانها،
رهبران اركستر و امكانات در غرب، پيوسته در
اختيار اين موسيقي بوده و آثار درخشاني
كه توسط آهنگسازان مسيحي ساخته شدهاند، گواه صادقي بر اين
مدعاست. آثار باخ و ويوالدي و شمار
بسياري از موسيقيدانهاي بنام غرب در موسيقي كلاسيك و قطعات
شنيدني ونجليز در موسيقي الكترونيك،
نمونههاي اندكي از بيشمار آثار ديني موسيقي جهان
هستند.
موسيقي ايراني با پردهها و گوشهها
و دستگاههاي گوناگون و رنگارنگ
خود، بالقوه امكانات گستردهاي را براي خلق و
ارائه آثار متنوع و تفكربرانگيز و عميق
در اختيار هنرمند قرار ميدهد، ليكن استعدادهاي فراوان
ايرانيان در تمامي زمينههاي هنري،
هنگامي كه با كجفهمي و محدوديتهاي نابجا مواجه ميشوند، به
بيراهه ميروند و هنرهايي را كه بايد
در خدمت تعالي فكر و رشد و آرامش رواني جامعه قرار
گيرند، به قالبهاي بيمحتوايي تبديل ميسازند
كه جز تخريب و بدآموزي، حاصلي ندارند.
تقريباً همه هنرها دچار اين آسيب
شدهاند، ليكن موسيقي به علت قوت تأثيرگذاري و سوء
تفاهمات بيشمار در مورد ماهيت موسيقي اصيل و
مردمي و از همه مهمتر، متولي نداشتن
اين عرصه، به شدت آسيب ديده و مخاطب خود را به اشتباه انداخته
است.
اينك زمان
آن فرا رسيده است كه با بهرهگيري از تجربه،
دانش و ايمان هنرمندان حقيقي، اين هنر
متعالي و بسيار تأثيرگذار، از پيرايههاي بيشماري كه بر آن
بسته شده است، پاك گردد و با خلق آثاري
كه تمدن ديرينه و فرهنگ اصيل اسلامي را در ابعاد جهاني عرضه
كنند، ابتدا به تقويت فضايل انساني در
مخاطب و سپس به معرفي اين فرهنگ سترك به جهان
بپردازيم. بديهي است كه موسيقي اصيل و علمي و
مبتني بر فرهنگ پايدار اين كهنسال مرز
و بوم، مجهز به زباني همهفهم است و از طريق آن ميتوان تمامي
شايستگيهاي پنهان ايران اسلامي را به
جهاني كه سخت تشنه دريافت پيامهاي الهي و انساني است، هديه كرد.
برگزاري كنسرتهاي گوناگون را به فال
نيك ميگيريم، با اين اميد كه رسانه ملي
همتي كند و به جاي پخش آثار موسيقايي كممايه،
به پخش اين اجراها و تحليل و نقد آنها
بپردازد، باشد كه سلايق تخريبشده نسل جوان، اندكي
تربيتپذيرند كه بروز و ظهور هنرمند
شايسته، جز به بركت مخاطب فرهيخته و نقاد، ميسر نيست
|