مصاحبه ها    
         
               شهروند امروز  
         
 

شهروند امروز – 1 مهر 1386

تیراژ ، نفس مرا گرم تر می‌کند

گفت و گو با علیرضا افتخاری

مجید رئوفی

 در دوره که تیراژ آلبوم‌های پرفروش موسیقی به سختی به مرز 50 هزار نسخه می‌رسد، آلبوم «قلندروار» با فروش فراوانی که به گفته برخی‌ها بالاتر از 500 هزار نسخه است، توانسته طیف‌های متفاوتی از علاقه‌مندان موسیقی به سوی خود جلب کند. معمولا آلبوم‌های پاپ هستند که لینک‌های فراوانشان در وب‌سایت‌های دانلود رایگان قرار می‌گیرد و کپی‌هایی از آلبوم اصلی اشاعه پیدا می‌کند، اما قلندروار جزء معدود آلبوم‌های غیرپاپ است که وارد این بازی شده و علاوه بر فروش فراوانش، به شدت مورد علاقه صاحبان این نوع وب‌سایت‌ها قرار گرفته است. مراجعه به جست‌و‌جوگرهای اینترنتی این ادعا را ثابت می‌کند. سال‌ها بود که هیچ آلبوم غیرپاپی به چنین فروش شگفت‌انگیزی دست نیافته بود و اینچنین با استقبال مردم روبه رو نشده بود. نکته جالب آنکه این آلبوم در شمال هند و کشورهای فارسی زبان هم با فروش بسیار خوبی روبه‌رو شده که یک اتفاق جدید در عرصه موسیقی ایران قلمداد می‌شود. منهای استقبال گسترده مردم از این آلبوم، نوع کار هم بسیار متفاوت است. چیزی متمایز از آنچه در بازار موسیقی یک رنگ کشور خلق و توزیع می‌شود. یک نوع موسیقی تلفیقی بر مبنای سازهای کوبه‌ای که با تحریرهای متفاوتی از علیرضا افتخاری همراه شده تا خیلی‌ها از شنیدن آن شگفت زده شوند. فارغ از قوت و ضعف‌های اثر، تفاوت‌های بنیادین این آلبوم در استفاده از ارکستر، گروه کر، ملودی پردازی، تنظیم و تحریرها، آن را به یک اثر نمونه‌ای تبدیل کرده است. چه بسا عده‌ای اصلا با این نوع آثار ارتباط برقرار نکنند، اما هیچ یک از آنها نیز چشم بر تفاوت‌های ساختاری آن با آنچه موسوم است و تلاش و زحمتی که برای احیای این سبک جذاب موسیقی کشیده شده، نبستند. موسیقی مبتنی بر رسوم قلندری که بعد از اسلام به دو شاخه زورخانه‌ای و خانقاهی تکثیر شد،‌ در این آلبوم به صورت آگاهانه‌ای به کار گرفته شده و در بستر آن موتیف‌های موسیقی هندی و عربی و حتی اروپای شرقی با تلفیقی روان و تاثیرگذار به کار گرفته شده. به قول یکی از کارشناسان موسیقی، نمی‌شود قلندروار را شنید و نوای سازهای کوبه‌ای را حس کرد و یک جا نشست. آهنگساز اثر با فراست بالایش برای شنیده شدن این کار نو، سراغ خواننده‌ای رفته که از تجربه‌های نو هراس ندارد و البته حمایت‌های گسترده مخاطبان موسیقی را نیز به همراه دارد.

به این ترتیب حلقه‌های زنجیر به شکل پیوسته‌ای در کنار هم قرار گرفتند و آلبوم قلندروار به موفقیت بسیار خوبی دست پیدا کرد. نکته جالب آن است که پس از مدت بسیار کوتاهی از انتشار این آلبوم، آلبوم دیگری با صدای علیرضا افتخاری با نام «هوای تو» هم منتشر شد که تغییر چندانی در فروش بالای قلندروار ایجاد نکرد. به هر ترتیب فارغ از خوبی‌ها و کاستی‌های اثر، این تجربه نو، ‌باید حمایت و آثار قوی تر و تکامل یافته‌تری در این سبک تولید و منتشر شود.

 

چندماهی از انتشار آلبوم قلندروار میگذرد. الان نظرتان درباره این آلبوم چیست؟

آلبوم را کار بسیار خوبی می‌دانم. در تهیه این آلبوم بسیار متفکرانه عمل شد و آهنگساز کار آقای توحیدی هنر اندیشه و اندیشیدن را بسیار خوب به کار برد. جوانان فرهیخته‌ای وارد عرصه موسیقی شده‌اند و زمینه برای حضور آنها در بستر ربایش زیبایی موسیقی فراهم آمده. هرکسی نمی‌تواند در این عرصه تاخت و تاز کند. وقتی اساتیدی مثل پرویز مشکاتیان، محمدرضا درویشی، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و بقیه اساتید کار را شنیده‌اند و نظر مثبت داشته‌اند، لابد کار خوبی انجام شده. جوانانی که وارد این عرصه شده‌اند، زیبایی را می‌شناسند و با سن و سال کم، به استادی نزدیکند. پیر عقل‌اند.

 

خیلیها میگویند نوع تحریرهای شما هم در این کار متفاوت است؟

حس و حال کار می‌طلبید. حس و حالی که در این کار وجود داشت، عادی نبود، سری بود. فریادهایی که من در این قطعات می‌زنم عادی نیستند. از سر شوق و رنج و عشق و نبرد هستند. به خاطر نگهداری از عشق، آلبوم قلندروار را در زمان‌های بعد، شکوهمندانه جشن می‌گیرند. امیدوارم آیندگان فاتحه‌ای هم برای ما بخوانند.

 

با چه دیدی وارد این عرصه شدید شدید؟ به هر حال پیشینه شما در موسیقی اصیل ایرانی، شاید این باور را به وجود آورد که سخت وارد این تجربهها شود؟

قصد این بود که کاری به مردم عزیزمان تقدیم کنیم که با آنچه تاکنون شنیده‌اند، متفاوت باشد. این آلبوم حکم یک سناریو در اپرای زندگی را داشت. در این سرزمین،  هر کس نقش‌اش در این اپرا را خوب ایفا کند، می‌ماند و هر کس نتواند از عهده نقش‌اش برآید، خیلی زود می‌میرد.

 

از نتیجه کار راضی هستید؟

واقعاً عرض می‌کنم قلندروار کاری بود که خستگی را از تنم درآورد. بعضی کارها راحت انجام می‌شوند. خواندنشان سخت نیست ولی در استودیو، به خواننده روحیه نمی‌دهند. نیم ساعت کار را اجرا می‌کنی ولی احساس ویژه‌ای به انسان دست نمی‌دهد. اما بعضی کارها متفاوت‌اند اجرایشان مشکل است اما نسبت به کارهای سهل، بیشتر به خواننده روحیه می‌دهند.

من شخصاً به کارهایی که پشت قضیه رنج هست، علاقه ویژه‌ای دارم. وقتی می‌بینم آهنگسازی چند ماه روی یک آلبوم کار کرده و زحمت کشیده با لذت ویژه‌ای کار می‌کنم. با فریدون خشنود کار کرده‌ام، با عباس خوشدل و دوستان دیگر که برای کار واقعاً زحمت می‌کشند. برای گذر از یک پل می‌شود خیلی راحت فقط پیش رو را نگاه کرد و از پل گذشت. اما بعضی‌ها هستند که آهسته می‌روند و به اطراف می‌نگرند و جزئیات مسیر را کنکاش می‌کنند. آنها همین دوستان زحمتکش هستند که هنگام تحویل کار، قدرتشان نمایان می‌شود. قلندروار هم در این عرصه می‌گنجد.

 

بعد از آلبوم قلنداروار، آلبوم دیگری هم با صدای شما به بازار آمد به نام «هوای تو». سرعت انتشار آلبومها به کار ضرر نمیرساند؟

ما با ناشرها قراردادی داریم که مطابق آن عمل می‌کنیم. زمان انتشار آلبوم‌ها به شرکت بستگی دارد و رقابت میان آنها.

اما نکته جالب اینجاست که همیشه ناشرها در عرصه موسیقی، مغفول می‌مانند و کسی نامی از آنها نمی‌برد. قریب 30 سال است که در این عرصه فعالم و تاکنون حتی یک ناشر هم در حق من کوتاهی نکرده. من شخصاً به هر ترفندی دست می‌زنم تا سودی نصیب این شرکت‌ها شود تا در قیامت، جوابگوی ضرر دیگران نباشم. چند روز پیش به خواننده‌ای گفتم تو که کارهایت جز ضرر چیزی برای ناشران ندارد، چرا می‌خوانی؟ احساس کردم ناراحت شد ولی به فکر فرو رفت. من برای مسائل مالی کار نمی‌کنم. دوست دارم چند برابر دستمزد من عاید ناشر شود، نه اینکه ناشر ضرر کند. تیراژ کار باعث می‌شود که نفس من گرم‌تر شود. هر چه مردم نسبت به کارهای من ابراز علاقه بیشتری نشان دهند، روحیه من برای کارهای جدیدتر بیشتر و بیشتر می‌شود.زندگی من از طریق دیگری می‌چرخد. من برای یک آلبوم فقط دستمزد می‌گیرم و اگر یک اثر فروش بالایی دارد پول آن به جیب ناشر می‌رود نه من.

در آلبوم قلندروار هم حوزه هنری و در رأس آنها رضا مهدوی شبانه روز زحمت کشیدند. او خودش را وقف موسیقی کرده و آرزومندم که به کرسی‌های بالاتری دست پیدا کند.

 

آلبوم هم که به شدت به صورت غیرقانونی دانلود شد؟

برای این مشکلات پیش آمده باید به چه کسی شکایت کنم و اصلاً مگر پیگری قانونی این مسأله دردی را هم دوا می‌کند؟ مگر آن همه تلاشی که سینماگران انجام دادند، مانعی بر بروز این اتفاق شد؟ فقط باید از مردم خواست که توجهی به این آثار نداشته باشند. البته این خودش نشان می‌دهد که استقبال از کار چقدر بالا بوده.

 

شما سالها با آهنگسازان با سابقه همکاری کردهاید ولی جدیداً به همکاری با جوانان رغبت بیشتری نشان میدهید. کار با جوانان چگونه است؟

می‌بینید که کار قلندوار چگونه با مخاطبان گسترده، ارتباط برقرار کرد. من جدیداً با دکتر چراغعلی، عماد توحیدی و میرزاخانی کار کرده‌ام که کار آنها را بسیار پسندیده‌ام. اینکه کدامشان بهتر کار کرده‌اند به سلیقه مردم و نظر کارشناسان بستگی دارد. این جوانان کارشان را خوب بلدند و من افتخار می‌کنم که با آنها همکاری کردم.

 

چرا با همکاران قدیمیتان کمتر کار میکنید؟

البته ناگفته نماند که فعالیت خیلی از آهنگسازان بزرگ ما در این سالها کم شده و طبیعتاً باعث می‌شود که زمینه‌های همکاری هم کمتر شود. مدت‌هاست من به همراه یکی از آهنگسازان برجسته کشور، کاری آماده کرده‌ایم که ایشان هنوز آخرین مراحل ضبط را انجام نداده‌اند تا آن را به بازار عرضه کنیم. یک روزی بود که دوست داشتم با هنرمند قدیمی کار کنم و حالا می‌خواهم این فرصت را در اختیار جوانان بگذارم.

 

برخی از اساتید موسیقی به شما  ایراد میگیرند که از موسیقی سنتی ایرانی فاصله گرفتهاید. آیده شما در این باره چیست؟

من از کار جدید نمی‌ترسم. نسبت به کار نو حس خوبی دارم. مردم متوجه می‌شوند که قلندروار کار متفاوتی است و به آن روی خوش نشان می‌دهند. آنها می‌فهمند که سازندگان اثر چقدر برای آنها اهمیت قائل بوده‌اند، به همین دلیل هم هست که بیشتر به این آثار گرایش پیدا می‌کنند. کار نو، ضغف را دور می‌کند. به نظر من کسی که قدرتمند است، کار نو می‌کند. اوست که شرایط را برای یک داستان خوب مهیا می‌کند.

 

به همین دلیل است که از مویسقی ردیفی فاصله گرفتهاید؟

به نظر من دو نوع آدم بی‌فکر داریم. آنهایی که می‌گویند کار قدیمی بهتر است و آنهایی که می‌گویند کار جدید، بهتر است. برخی از آنها دپار فشار روانی‌اند. یک کار خوب لزوماً نه قدیمی است، نه جدید، این مردم هستند که به کار خوب نمره می‌دهند. مهم این است که این موسیقی، با روح آدم‌ها ارتباط برقرار کند. مهم این است که یک قطعه موسیقایی بتواند دل یک ایرانی را شاد کند. آدم دل شکسته‌ای، تصنیفی را بشنود و لذت ببرد. به همین دلیل است من برای آن استاد بزرگ موسیقی که برای دل مردم می‌خواند تا آن آکاردئون زنی که در کوی و برزن برای شاد کردن مردم می‌نوازد، احترام قائلم.

 

جدیداً گرایش بیشتری به سمت موسیقی پاپ پیدا کردهاید. درست است؟

در آلبومی که با همکاری آهنگساز خوب کشور آقای خشنود انجام داده‌ام، در فضای موسیقی جدیدمان، تجربه جدیدی کرده‌ایم و کمی به موسیقی پاپ مدرن نزدیک شده‌ایم و مطمئنم که هم از لحاظ موسیقیایی کاری وزین عرضه می‌شود و هم اینکه مورد استقبال نسل جوان قرار می‌گیرد که چندان به موسیقی سنتی ایران هم علاقه‌ای ندارند.

 

در آهنگهای جدید شما، رگههایی از موسیقی مبتنی بر شادی و اساساً ریتم های شادتر را میشنویم. دلیل گرایش به این سمت چیست؟

غارنشین‌ها وقتی نقاشی می‌کردند، می‌خواستند بگویند که زندگی شادی داریم که به سمت هنر نقاشی آمده‌ایم. بحث موسیقی هم در گستره وسیع‌تری به همین مسأله مربوط است. ما با توجه به شرایط بین المللی که داریم، به گونه‌ای باید به موسیقی بپردازیم که به جهانیان نشان دهیم که ملت شادی هستیم. اینکه سعی کنیم مدام بر مبنای تئوری‌های از پیش تعیین شده کار کنیم، به نظرم کار شایسته‌ای نیست. کار هنرمند باید کاربردی باشد. حوزه‌ای و موضعی نباشد. مثل چینی‌آلات است که هم نمای خوبی دارد و هم مورد استفاده قرار می‌گیرند. ما همیشه به هنر و به ویژه به موسیقی اهمیت ویژه‌ای داده ایم و به واقع می‌توانیم با موسیقی ضعف‌هایمان را به قوت بدل کنیم. موسیقیدان‌ها بهتر واقفند که من چه می‌گویم.  نباید با کارهای ضعیف، بستر تحقیر را برای ملتمان فراهم کنیم. هنرمندانی که به ذائقه مردم توجه نمی‌کنند، در این دام گرفتارند.

 

به نظر شما، علیرضا افتخاری در کجای موسیقی ایرانی قرار گرفته است؟

ببینید من برای تمام کسانی که آتش موسیقی را روشن نگه داشته‌اند، احترام ویژه ای قائلم. مرحوم شهریار درباره خودشان در جمع شعراء گفته‌اند که اگر کفش کن نباشم، کفش‌های دیگران را جفت می‌کنم. ما هم در مجلس موسیقی همین صفت را داریم.

به عقدیده من، معیار اصلی مردم هستند. من جلو مردم زانو می‌زنم. تواضع من در قبال مردم است و بس. مردم کارهای من را می‌خرند، به ناشر کمک می‌کنند و از همه مهمتر ما را دعا می‌کنند. این موج مثبت را در هر شرایطی می‌فرستند. ما برای مردم کار می‌کنیم و به آنها تکیه داریم. احمد جامی می فرماید:

غره مشو که مرکب مردان مرد را

در سنگلاخ بادیه پی ها بریده‌اند

نومید هم مباش که رندان باده نوش

ناگه به یک ترانه به منزل رسیده‌اند

 

 

 

        Copyright 2008

 Powered By: mona.ghn@gmail.com