|
موسقی سنتی به حال احتضار است
گفت و گو با عماد توحیدی سازنده موسیقی قلندروار با صدای
علیرضا افتخاری
گفت و گو از: مینا ضرابی
وقت سحر عزیر من ساز به دست من مده
اسیر مویه میشود مخالف سه گاه من ....
طی سالها فعالیت مطبوعاتی، هیچگاه شوق و انگیزهای برای مصاحبه
در من به وجود نیامده بود. تا اینکه انتشار پرهیاهوی اثری به
عنوان ـ قلندروار ـ با آواز علیرضا افتخاری، موجب اشتیاق من
برای آشنایی بیشتر با تواناییهای خالق این اثر شد! که در
نهایت منتج گردید به گفتگو با ـ سید عماد توحیدی ـ آهنگساز و
موسیقیدانی که اندوختههای علمی و مطالعاتیاش در زمینه موسیقی
وطنی و ملل، دهها گام جلوتر از سن وسالش است!
وی متولد آذر ماه 52 است، عضو خانوادهای که پیشینه ارزشمندی
در ارتباط با شعر و ادب و عرفان و تصوف دارد! ضمن آنکه دانش
آموخته رشته دکترای ـ فیلولوژی ـ در خارج از کشور نیز هست. از
مهمترین تألیفات عماد توحیدی میتوان به کتاب شیوهی دف نوازی
(اولین دستورنامه آموزش علمی دف) اشاره کرد که پس از انتشار در
سال 71 با استقبال قابل توجهی در داخل و خارج از ایران مواجه
شد و در کنار آن نیز دهها مقاله پژوهشی در مورد موسیقی که
توسط وی به تحریر درآمده است. به جز قلندروار، دو اثر دیگر در
کارنامه موسیقایی وی ثبت شده با عنوان «کولیکوبی» و
«ذوالجناح».
کولیکوبی، ذوالجناح و قلندروار! ابتدا از شکل گیری این مثلث
موسیقایی بگویید!
ایده اولیهام برای سه گانه بر میگردد به تخصص من در نوازندگی
سازهای کوبهای! خواستم نظام موسیقایی جدیدی را در موسیقی
معرفی کنم! نظامی براساس خانواده بزرگ سازهای کوبهای که به
لحاظ صدادهی، قابلیت همنشینی بسیار دارند. قصدم این بود عنصر
مشترک موسیقی ملل مختلف که همان ریتم است را در یک قراداد نو
به کار گیرم. منظومهای از سازهای کوبهای با اوزان و نغمات
متنوع در اندیشهای وزن محور!
خود شما، چه تعریفی از اضلاع این مثلث که هر کدام مکمل دیگری
است دارید؟!
کولیکوبی، موسیقی بیکلامی است که بر پایه اندیشههای تصویری
من، تکنیکهای سینما، شعور و رقص ساخته شد! ذوالجناح نیز
روایتی با خوانش شخصیام از خاطره مقدس ظهر عاشورای 61 هجری
قمری است و تلاش برای رسیدن به انعکاس پدیداری عشق قدسی، که
این رویداد مصداق بارز آن است. قلندروار نیز حکایتی از سنتهای
موسیقایی صوفیه است که از عوامل اصلی حفظ و اشاعه موسیقی
ایرانی بودهاند و شعر را در غایت معنای معرفتیاش در این
موسیقی میگنجاندند!
در قلندروار به شعر، در عملکردی هیجانانگیز
اهمیت دادهاید، فکر میکنم این کار با سازهای
کوبهای در موسیقی ایرانی بدیع است!
البته! آواهای انسانی و خطهای ملودی خواننده و ارتباطشان با
ریتم، پیشنهادی جدید در موسیقی ایرانی است که امیدوارم توسط
دیگران ادامه یابد. موسیقی در این کارکرد، زبان جهانیتر و
همهفهمتری دارد، چون روایت سازهای بادی و زهی به لحاظ فرهنگی
برای دیگر اقوام به درستی قابل فهم و درک نیست، ولی ریتم، عنصر
فطری تمام اقوام بشری است!
گویا این اثر همزمان با ایران در کشورهای دیگر با استقبال خوبی
مواجه شده؟
بله! قلندروار همزمان با ایران در عراق، پاکستان و هند فروش
فوق العادهای داشت چنانکه یکی از رایزنان فرهنگی ایران، این
حرکت را وسیله مناسبی برای اشاعه زبان فارسی دانست!
به کار گرفتن هفتاد ساز کوبهای
و زمینههای ـ کرال ـ و قرار دادن آواز علیرضا افتخاری
درکنار آن دشوار نبود؟!
چرا! چون اجرای هر تفکری در شکل نوآور آن دشواریهای خاص خودش
را دارد، اما استقبال مخاطبان و منتقدان که این اثر را الگویی
قابل توجه برای بهرهبرداریهای چند منظوره در ژانرهای موسیقی
تصویری و رسانهای عنوان کردند، خستگی را از تنم بیرون کرد!
استقبال خوب اثر را پیشبینی
میکردید؟
من و علیرضا افتخاری این استقبال را حدس زده بودیم! ضمن اینکه
آمار گرفته شده، تیراژ یک میلیونی ـ دانلود ـ این اثر را نشان
داد که البته این قضیه خاطر مرا آزرده کرد! به هر حال دیر یا
زود باید برای حقوق هنرمند در ایران قوانینی تعریف شود! ما
باید برای جهانی شدن، قواعد بازی را بپذیریم و اجرا کنیم!
زمزمه تولید قلندروار، از دو سال پیش به گوش میرسید
این زمان به طور کامل صرف تولید این اثر شد یا مانعی برسر راه
داشتید؟!
مانعی که وجود نداشت! رضا مهدوی مدیر هنرمند مرکز موسیقی حوزه
هنری، فضا و شرایط را کاملاً میشناخت و بر آن نظارت کامل
داشت. زمان بردن کار، دو دلیل عمده داشت. یکی بحث مسافرتهای
پی در پی من به خارج از کشور و دیگری دغدغه و وسواسی است که
هنگام خلق یک اثر هنری دائم همراه من است و معمولاً همه را
کلافه میکند!
علیرضا افتخاری چگونه و چه وقت به گروه پیوست؟!
من ظرفیتهای حنجره وی را در ساخت ملودی تصنیفها در نظر
گرفتم، بعد در آخرین مرحله تولید اثر، که ضبط صدای خواننده
بود، او به گروه دعوت شد! کار را شنید و با هیجان و شوری غریب
اجرا کرد! همراه و همدل، پراحساس و شعورمند، باید بگویم کار
کردن با علیرضا افتخاری بسیار لذت بخش است.
با توجه به آمد و شدهای مکرر شما به ممالک دیگر و دستاوردهای
علمی همراه آن، نظر کلی شما راجع به وضعیت موسیقی در ایران
نسبت به دیگر مناطق چگونه است؟
متأسفانه در این خصوص بسیار بیبرنامهایم! موسیقی، بخش مهمی
از فرهنگ یک ملت است. بازتاب آرمانها و آرزوهای بشری است.
بسیاری از ژانرهای موسیقی نواحی ما در حال نابودی است! موسیقی
سنتی هم به حال احتضار است. در عرصه کلاسیک هم اگر بگوییم
اتفاقی افتاده، دروغ گفتهایم! همه این موارد حکایت از نبود
عزم جدی برای توجه به این هنر است!
در خبرها آمده بود، از سوی کشورهای متعددی برای اجرا کنسرت
دعوت داشتید. در این مور برنامهای
دارید؟!
بله! مشغول رایزنی هستیم. از ترکیه، مراکش، لهستان، آمریکا و
کانادا دعوتنامه داریم که در حال برنامهریزی هستیم. تاکنون
ترکیه و لهستان قطعی شده است!
ممکن است در آینده نزدیک ساخته دیگری از شما که حتماً حاصل
خلاقیت و نواندیشی خواهد بود، روانه بازار موسیقی شود؟
امیدوارم. فعلاً که در حال تألیف پروژه پایان نامه دکترای خود
هستم، که زمان زیادی را صرف میکند! ضمن آنکه موسیقی برای من
شغل نیست. هنرمند باید حرفی برای گفتن داشته باشد. هر زمان
حرفی باشد که ساحت جدیدی را مطرح کند، حتماً ساخت آلبوم دیگری
را آغاز خواهم کرد.
از اینکه زمانی از وقت ارزشمندتان را به پاسخگویی سؤالات ما
اختصاص دادید، متشکرم!
من هم از تمام مجموعه اطلاعات هفتگی که بخشی از خاطرات کاری من
را تشکیل میدهد، سپاسگذارم.
|