مصاحبه ها    
         
               مصاحبه با عماد توحیدی پیرامون انتشار آلبوم قلندروار  
         
 

قبل از هر چیز بیان این نکته ضروری است که شنوندگان اثر "قلندروار" علاقه دارند در رابطه با حضرتعالی (بعنوان آهنگساز اثر) – که بقول اساتید ، در زمره ی جوانان پیر هستید- اطلاعاتی داشته باشند و بیوگرافی کاملی از شما داشته باشند. یکی از کاملترین بیوگرافی ها هم آندسته بیوگرافی هایی هستند که بقلم خود صاحب بیوگرافی نگاشته می شوند. به همین جهت از حضرتعالی تقاضا دارم شرح کاملی از بیوگرافی خود را در اختیار ما قرار دهید.

 

من در آذر 1352 در یک خانواده ی فرهنگی متولد شدم. از 8 سالگی موسیقی را با نواختن سنتور و دف آغاز کردم. در 16 سالگی به فکر نوشتن دستورنامه ای برای آموزش دف افتادم که با توجه به نبود هیچگونه منبع مکتوب و یا سابقه ی آموزشی این ساز با نت ، پروژه ی حساس و دشواری بود.

در سال 1371 این دستورنامه با نام "شیوه ی دف نوازی" منتشر شد و به موفقیت چشمگیری دست یافت و تا کنون بیش از بیست نوبت تجدید چاپ شده است و سوای دریافت جایزه ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران ، جوایزی چون جایزه ی کتاب مرجع کتابخانه ی دانشگاه کلمبیا و کتابخانه ی ملی هندوستان و سازمان جهانی یونسکو را دریافت کرده است.

من فارغ التحصیل دانشگاه تهران در مقطع لیسانس و دانشگاه هنر در مقطع فوق لیسانس هستم. هم اکنون نیز دانشجوی رشته ی دکترای فیلولوژی در خارج از کشور هستم. از آثار موسیقایی من هم می توان به کولی کوبی ، ذوالجناح و قلندروار و شرکت در آثار دیگری چون نی نامه ، غوغا ، از عشق گفتن و ... اشاره کرد.

 

اولین سوالی که در رابطه با این اثر مد نظر دارم این است که ، آیا "قلندروار" در آخر کار آن چیزی شد، که در ابتدا مدنظر شما بود یا خیر؟ بعبارت دیگر "قلندروار" تا چه حد توانست خلاقیت و ابتکار و ذهنیت شما را ابراز کند و متجلی سازد؟

 

ببینید ، قلندروار هم مانند هر کار دیگری از یک فکر اولیه که به تدریج در طول کار به بلوغ می رسد ، شروع  شد. هر چند تجربه یاستفاده از این نوع سازبندی در کولی کوبی و ذوالجناح که دو ضلع دیگر این سه گانه هستند وجود داشت اما در ساخت قلندروار من تا حد بسیار زیادی به هم آغوشی کلام و ریتم فکر می کردم و در پایان فکر می کنم به اثبات ایده ی اولیه که ساخت مدل جدیدی برای تصنیف خوانی ایرانی بود رسیدم.

 در آهنگسازی اثر، تقدم با شعر بود یا با آهنگ؟  در حقیقت شما اول آهنگ را ساخته و بعد شعر را بر آن تنظیم کردید یا خیر، بر روی اشعار آهنگ ساختید؟

 

تقدم با شعر بوده. من در ابتدا با انتخاب اشعار، بستر مناسب ارائه ی آنرا در قالب ارکستر بزرگ کوبه ای تعریف کردم و بخش های مربوط به خواننده را در ساخت آن پیش بینی کردم.

 

شاید این سوال بنده زیاد متداول نباشد، اما از آنجایی که معمولا مشکلات زیادی بر سر راه موسیقی دانان است ، دوست دارم از شما این سوال را بپرسم که برای خلق اثر شایسته ی "قلندروار" چه موانعی بر سر راه شما پیش آمد و چگونه این موانع را برطرف کردید؟ همچنین کل اثر ، از آغاز تا انتها چقدر زمان برد؟

 

موانعی مجود نداشت. شاید بزرگترین دردسر من مربوط به انجام کار بدون تجربه ی قبلی تاریخی بود. حرکت های اولیه برای تعریف نوع خاصی از موسیقی ، دشواری های خاص خود را دارد. زمان پروژه هم چیزی حول و حوش 2 سال طول کشید که البته به مسافرت های پی در پی من بر می گشت.

 

اجرای آثاری که بطور اخص شامل سازهای کوبه ای می شود در کشور ما چندان رایج نبوده است ، مگر "قلندروار" و دو اثر قبلی حضرتعالی (همچنین "سماع ضربی ها" از گروه کامکارها). به همین دلیل شاید آنگونه که می بایست این آثار دستخوش نقد و بررسی نشدند. با توجه به این مطلب از شما تقاضا دارم در رابطه با سازبندی اثر "قلندروار" توضیحی برای ما بفرمائید.

 

در این نوع موسیقی ساز کوبه ای که هر جنس و هر قسم و از هر نوع فرهنگ وجود دارد  ارکستری که نمادی از جهان وطن موسیقایی است. کیفیت انتزاعی ریتم خصلتی سیاح وار ، سیال و جهان وطن و البته در بسیاری از موارد بدوی دارد.

این نوع ارکستر در تعادل با عقلانیت ، زیبایی شناسی و بیان و بروز احساس و سرگرم سازی در نوع صدا دهی تعریف شده است. دغدغه ی من در استفاده از این نوع ساز بندی مشروعیت دادن به استقلال سازهای کوبه ای به عنوان یک ارکستر کامل و گویا بود.

 

 

استفاده از سازهای مختلف کششی و ضربی و مضرابی و بادی ، هر کدام در جای خود کمک زیادی به آهنگساز در جهت انتقال احساس و مفاهیم شعری می دهد. حال با توجه به اینکه شما در "قلندروار" تنها از ارکستر بزرگ سازهای کوبه ای استفاده کرده اید ، متقابلا به میزان زیادی از قدرت مانور شما (بعنوان آهنگساز) برای انتقال احساس ، می کاسته است. اما بلعکس ، در "قلندروار" استفاده ی ظریف و دقیق از سازهای ضربی نه تنها از قدرت بیان احساس چیزی کم نکرده بلکه به میزان قابل توجهی قدرت انتقال احساس و مفهوم شعر را بالا برده است. تقاضامندم در رابطه با آهنگسازی برای سازهای کوبه ای ، برای ما توضیحاتی بفرمائید.

 

عادت گریزی من در انتخاب ارکستر محصول غریزه ی فطری من در کار عملی موسیقی است. آهنگسازی با این نوع ارکستر به کاراکتر ساز تخصصی من بر می گردد. در کنار دف من سعی در رایجاد خطهای صوتی موازی با رنگ های متفاوت بود خوشبختانه من مجموعه ی بسیار خوبی از سازهای کوبه ای سراسر دنیا را جمع آوری کردم که به خوبی می توان برای هر یک از آنها شخصیت خاصی را در دل یک ارکستر بزرگ کوبه ای تعریف کرد.

 

 

اشعار این اثر "قلندروار" بسیار پر قدرت و در عین حال بسیار دلنشین هستند. (بقول استاد یدالله کابلی ، ظریف هستند ، اما ضعیف نیستند.) با توجه به اینکه نام شاعران این اثر زیاد به گوش ها آشنا نیست، از حضرتعالی تقاضا دارم تا در رابطه با شاعران این اثر ، همچنین نحوه ی گزینش اشعار توسط خود شما، مطالبی ارائه فرمائید.

 

انتخاب اشعار بیشتر به نوع موسیقی من مربوط می شود. من دنبال اشعاری بودم که حس و حال قلندروار اثر را روایت کنند. اشعار مجموعه از زنده یاد پدرم "ارفع کرمانی" ، فواد و ارفع که برادر و خواهر بسیار عزیزم هستند و همچنین استاد دکتر سعیدی کیاسری و همچنین حامد حسین خانی استفاده شده اند.

 

 

استفاده از این گروه کر (با توجه به اینکه چند تن از اعضای آن ایرانی نیستند) با ابتکار بسیار جالبی همراه بود. لطفا معیار خود را مبنی بر استفاده از این اعضای کر بفرمائید. همچنین بعضا در تصانیف این اثر ، جملاتی را با صدای کر می شنویم که حالت زمزمه گونه و نجوا دارند. خواهشمندم در صورت امکان به بررسی این جملات زمزمه گونه بپردازید.

 

همانطور که قبلا گفتم ارکستر کوبه ای نوعی جهان وطنی موسیقایی دارند. در این پهنه ی صوتی من خواستم که از نغمات حوزه ی تسلط زبان فارسی که شبه قاره ی هند را هم در بر می گیرد بهره بگیرم. جملات رمزگونه و نجواها نیز در مسیر ایجاد احساسات مرتبط به شعر پیش بینی شده اند ، حس جدیدی که به شنونده ی با هوش و متوجه اهدا می شود.

 

 

شنوندگان تیزهوش با شنیدن این اثر ، متوجه می شوند که تمامی ریزه کاریهای آهنگسازی ، تنظیم ، بیان احساس ، استفاده از سازها در جای خود ، جایگاه استوار دف و ... بصورت استادانه ای و با توجه خاص ، رعایت شده اند. با توجه به این دقت و اعمال ریزه کاری ها و همچنین گزینش اشعار مناسب ، پی می بریم که گزینش دقیقی هم برای انتخاب خواننده صورت پذیرفته است. از حضرتعالی استدعا دارم گزینه ها و معیارهای خود را جهت انتخاب جناب آقای "علیرضا افتخاری" ، برای خوانندگی اثر ، بیان فرمائید.

 

من علیرضا افتخاری را تنها کسی می دانم که متخصص ایجاد فضاهای متفاوت در آواز ایرانی است. انتخاب او برای خواندن این اثر به استعداد شگرف و بسیار ویژه ی او در ایجاد شور و هیجان برمی گردد. او در اجرای این اثر مخاطب را با هنرمندی بسیار به ذات قلندروار اثر رهنمون می کند. رندی ، جنون و دل آگاهی او عناصر کمیاب آواز عصر ماست.

 

با توجه به اینکه در گوشه و کنار صحبت هایی مطرح شد از باب اجرای کنسرت "قلندروار" در خارج از کشور، سوالی که مطرح می شود این است که (با توجه به استقبال گسترده ای که از "قلندروار" شد ) آیا برای اجرای کنسرت آن در ایران هم برنامه ای دارید یا خیر؟

 

تا بحال برای اجرای این اثر از کشورهای ترکیه ، مراکش ، آمریکا ، کانادا دعوت داشته ایم که یکی دوتای این پیشنهادات را در حال اجرایی شدن و با دوستان مشغول رایزنی هستیم. اجرای سازهای کوبه ای سوای احتیاج به یک سیستم صوتی جدی و صدایرداری حرفه ای، احتیاج به مطالعه ی برخی حساسیت های فنی مثل کوک و حجم صدادهی سازها دارد که مشغول بررسی آن هستم. در مورد اجرا در ایران هم امیدوارم همین امسال این اثر را در کرمان به روی صحنه بیاوریم.

 

در رابطه با همکاری خود با جناب بابک شهرکی بفرمائید.

 

من و بابک در موسیقی فیلم ، انیمیشن ، نمایش رادیویی و البته در این سه گانه ی موسیقایی با هم کار کردیم. تردید نکنید که بابک جزو بهترین استعداد های موسیقی ماست و دیری نخواهد گذشت که در زمره ی بزرگان موسیقی ایران به او ببالیم. او یک حرفه ای تمام عیار است.

 

 

به عنوان سوال پایانی از شما خواهش می کنم اگر خاطره ی جالب توجهی از اجرای "قلندروار" یا نکته ای مد نظر دارید بفرمائید.

 

خاطرات جالب من به ضبط صدای علیرضا افتخاری بر می گردد، شور جوانی توام با پختگی لبریز. کار کردن با او بسیار لذت بخش است.

 

 

با تشکر فراوان از شما که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما نهادید ، بعنوان خاتمه ی گفتگو هر صحبتی که لازم می دانید و هر گفتنی ای که ناگفته ماند را بفرمائید.

 

از شما و مجموعه ی فرهنگی و متخصصی که دارید سپاسگزارم

 

 

 

 

 

        Copyright 2008

 Powered By: mona.ghn@gmail.com