|
فضایی متنوع از ریتمها و آواها
سحر طاعتی
موسیقی مذهبـی در ایـران ریشـهای بسیار عمیق دارد که با ورق
زدن صفحههای تاریخ با اشکال مختلفی از این ژانر روبهرو
میشویم . طی سالهای اخیر در این آشفتگی و هیاهوی نامناسب
نواهای مذهبی ، هنرمندانی با ارائه آثاری جدی ، روی دیگری از
این موسیقی را نشان دادهاند . موسیقیای که دربرگیرنده تمام
نتهای آهنگساز برای این اثر با در نظر گرفتن بعد مذهبی آن است
اما در بین این آثار ، موسیقیهایی شنیده میشود که مخاطب را
با گونه جدیدی از موسیقی مذهبی و شاید دینی آشنا میکند .
موسیقیای که با رویکردی جدید بازگو کننده روایتهای تاریخ –
مذهبی است .
"ذوالجناح" کاری به آهنگسازی عماد توحیدی با تنظیم بابک شهرکی
، جزو این دست آثاری است که تجربهای نو در موسیقی مذهبی پدید
آورده است . آهنگساز این آلبوم سعی کرده از هر نوع تداعی و
ارجاع مستقیم و ملفههای همیشگی که در این ژانر از موسیقی وجود
دارد ، پرهیز کند . با عماد توحیدی درباره این آلبوم
گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه میخوانید .
آلبوم
ذوالجناح از کجا و با چه تفکری شکل گرفت و در واقع ایده اصلی
کار از کجا شروع شد ؟
ذوالجناح بخشی از سه گانه کولی کوبی ، ذوالجناح و قلندروار (با
صدای علیرضا افتخاری) بود . ایده ساخت این سه آلبوم زمانی در
من شکل گرفت که میکوشیدم در قالب یک ارکستر کامل و منحصر به
فرد از سازهای کوبهای تعریف جدید در موسیقی ارائه دهم .
میدانید که همیشه موسیقی را بر اساس سازهای ملودیک مینویسند
و سازهای کوبهای را زیر مجموعهای از آن در نظر میگیرند .
این سه آلبوم به نوعی اعلام حیات مستقل این سازها و اعتنای جدی
به قابلیتهای این گروه است . شعر و ملودی در موسیقی پیوسته
محبوس در تعهدات ازلی و فرهنگ معانی و تداعیهای خویشاند .
محدود به مرزهای فرهنگی و جغرافیایی اما سازهای کوبهای خصلتی
سیاحوار و جهان وطن دارند ، یک کیفیت بدوی و بیمرز . بعد از
انتشار "کولی کوبی" ، فکر ساخت یک اثر دینی به قصد ایجاد یک
فضای متنوع و تازه و به دور از فرمولهای رایج و مصرفی "روز" را
با رضا مهدوی ، مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری در میان گذاشتم .
او که خود یک مدیر آگاه و فرهیخته و از مشوقان همیشگی انتشار
موسیقیهای نوآور و متفاوت است ، این ایده را پذیرفت و کار با
حمایتهای او آغاز شد .
بسیاری
معتقدند این اثر برخاسته از حنجره اقوام و ملتهاست . نظر شما
چیست ؟
شاید دلیل این تداعی استفاده از سازهای کوبهای فرهنگهای
متفاوت و در برخی جاها استفاده از شگردها و آواهای ملل و اقوام
گوناگون باشد . من در کولی کوبی این معنا را با استفاده از یک
مجموعه بزرگ سازهای کوبهای و همچنین آواهای کلیسایی ،
مقامهای خراسانی ، دوبیتیخوانی کرمان و مناطقی از زاگرس
(بختیاری) ، موسیقی آفریقایی ، آوازهای معابد هند ، مقامهای
موسیقی نقاط مختلف از کشورهای اسلامی ، شروهخوانی بوشهر و
اشاراتی به موسیقی جز
(JAZZ)
و حتی اذان و اقامه تجـربه کرده بودم . در ذوالـجناح نیز قطعات
در فضـای متنوعی از ریتمها و آواهای فرهنگهای مختلف اجرا
شدهاند .
آیا
نمیشد این نگاه صرفاً محدود به جغرافیای ایران باشد ؟
قصد من ایجاد یک فضای سیال و بیمکان بود . از سویی اگر شما
جغرافیای ایران فرهنگی و نه ایران مرزبندی شده امروز را نگاه
کنید ، موسیقی ما از تاجیکستان تا بخشهایی از هند و کشمیر و تا
آسیای صغیر و کشورهای عربی ردپای قابل توجهی دارد . این اثر را
میتوان ارائه دهنده منظومهای از تفکر دانست که بنیادهای فکری
ایرانی در کنار نگاه اساطیری کهن و تداخل آن با رسم شیعه و
خاطره مقدس واقعه عاشورای سال 61 هجری و آیینهای سور و سوگ و
فرهنگهای متنـوع این محـدوده دانست . موسیقی دینی قبل از
تبعیت از فـرم و الگوهای کهنه یا نو ، دارای روح واحدی است که
میتواند در قالبهای متنوعی بروز و ظهور کند .
شما
چه تعریفی از موسیقی دینی دارید ؟
موسیقی دینی نهایتاً با هدف پرستش و معرفت الهی یا ارج نهادن
به قداستی عمیق ساخته میشود . من قول کریستف ولف را در اینجا
تکرار میکنم . او میگوید موسیقی دینی فرصتی برای موسیقیدان
است به جهت آنکه در قالب یک بیانیه، اعتقاداتش در مقام یک مومن
را با اعتقاداتش در کسوت یک هنرمند یگانه سازد .
و
خواستید بیش از آنکه در این اثر درگیر مویه ، تضرع و استغاثه
شوید بر شور و شکوه واقعه عاشورا متمرکز باشید؟
صددرصد . خاصیت سازهای کوبهای ایجاد یک فضای پرشور و پرتپش
است و منحصراً در این اثر دغدغه من خوانشی بر اسـاس سنت
موسـیقی دینی در اشـکال متنـوع و مشـروعیت دادن آن در فضایی
مدرن و تجـربه نشده بود . ما عموماً فیالمثل در مواجهه با
واقعه عاشورا به اشتباه تنها بر قساوت ستمگران انگشت میگذاریم
و برای تحریک عواطف آن را برجسته میکنیم در حالی که نباید
عظمت و غایت و شکوه این واقعه تقلیل و تخفیف یابد . به قول
دکتر شریعتی "همیشه زخم های تن حسین (ع)"
به رخ کشیده میشود اما جنبههای انقلابی و حق طلبی آن نادیده
گرفته میشود."
موسیقی دینی یا مذهبی نباید به جای تحـریک عقلانیت ، عامـل
تخـدیر آن باشـد . جلوگیری از این امر به عهده معرفتاندیشان
است که حادثه کربلا را یک حادثه عاشقانه زیبای دلربای
ایثارگرانه میبینند .
و برای برجسته کردن این فضا حتی از سازهایی که سابقه حضور در
موسیقی مذهبی را هم ندارند نیز استفاده شده ؟
ببینید ! خواسته و مطلوب من پرهیز از هر نوع ارجاع و تداعی
مستقیم و شرطیشدنهای همیشگی بوده است . شاید نوعی عادتگریزی
خطرناک و جسورانه ! ذوالجناح بر اساس تفکری وزن محور طراحی شده
است که اصرار بر شنودی مستقل و دور از عادات شنیداری دارد و
اجرای این تفکر فضای نامحدودی در استفاده از سازهای کوبهای
متنوع میطلبد.
در
عنصر آواز و آواهای انسانی نیز این بداعت و عادتگردانی دیده
میشود .
درست است . همنشینی مقامهای خراسانی ، بوشهری ، کردی ، آذری ،
عربی و آفریقایی و حتی موسیقی کلیسایی به دور از قید و بندهای
همیشگی و غوطهور در شور و شوریدگی و شیدایی مغتنم من بوده
است.
نکته
قابل توجهتر در این آلبوم استفاده از دوبیتیخوانیهای
عروسیهای بوشهر و گاهی بهرهگیری از آواهای ماهیگیری و موسیقی
کار و همچنین استفاده از ریتم های 6/8 و 5/8 در بطن یک موسیقی
مذهبی است . آواها و ریتمهایی که در سنت عزاداری مرسوم نیست!
درست است ! خواستم رهایی از فضاهای مستعمل و فارغ از
تاثیرگذاری مناسب قالب عزاداریهای امروز را در این آلبوم
تجربه کنم که همه اینها میتواند در خدمت یک تفکر زیباشناسانه
تازه قرار بگیرد . حتی وقتی که حقیقت کهنسال را یادآوری میکند
.
قبول
دارید تحصیلات سینمایی شما در تصویرساز بودن موسیقیتان
تاثیرگذار بوده است ؟
شاید . تعلیقها ، سفرهای صوتی سریع از جغرافیایی به جغرافیای
دیگر ، پلانبندیهای قطعه و ... شاید بیتاثیر نبوده است .
پیشنهاد شما در این اثر به فضای کلی موسیقی مذهبی ایران ،
نوجویی منطبق بر استفاده هوشمندانه از عناصر بومی و موسیقیهای
فولکلور است ؟
من در بخشی از صحبت به روح واحد این نوع موسیقی که در قالبهای
متنوع اجرا میشود ، اشاره کردهام . این روح واحد در تلاوت
قرآن کریم ، اذان ، ذکر ، ورد ، زیارتنامهخوانی ،
چاووشیخوانی ، منقبت ، نعت ، مدح ، سینهزنی ، تعزیه، نوحه و
حتی مناسک صوفیانه تجلیات گوناگون دارد . از طرفی هر منطقه از
ایران تمام این موارد را با توجه به سنتهای موسیقایی فرهنگ
خویش اجرا میکند . مسلماً میتوان از سر تدبر و تحقیق وارد شد
و حاق و ماهیت و ریشه فرهنگ موسیقایی نواحی مختلف ایران را
شناخت و در جهت اجراهای دلپذیر و بدیع به کار برد.
و
آیا گرایشـی که موسیقی مذهبـی ما به سمت موسیقی پاپ پیدا کـرده
است هم نوجـویی محسوب میشود؟
پرواضح است که جواب شما منفی است . این انحراف ابتدا ریشه در
استفاده از اشعار سست و روزمره دارد . نوعی ادبیات قربانصدقه
و خودمانی دور از شأن فرهنگ فاخر و عزاداری !
وقتی ما در نوحهخوانی قافیهپردازی سست "بوی یاس و ، حرم عباس
و ، کربوبلا"/" بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کربوبلا"
را میشنویم که جایجای آن "قربون چشات برم"، قربون موهات
برم" گفته میشود تکلیف ملودی کاملاً روشن است . نهایتاً اثری
سودجویانه و سوءاستفادهگر از عواطف صادقانه عوامالناس شکل
میگیرد و بارها شده که برخی از این اجراها برای من یادآور
آثار دست چندم پاپ ایرانی ، عربی ، هندی و استانبولی بوده است
. این افت کیفیت هنری بیتردید در افت کیفیت معنوی این سنتها
نیز بسیار موثر است و قبح این ناروایی برای بسیاری از ما عادی
شده ، در نظرمان زایل گشته و غافلانه حتی این فضا را سالم
میانگاریم !
زمانی بهترین استادان موسیقی ایرانی از مشهورترین موذنان و
مداحان و منقبت خوانان عصر خود بودند . حاج موذن تفرشی ، سید
حسین عندلیت اصفهانی ، جناب دماوندی ، سید عبدالرحیم اصفهانی ،
قربانخان شاهی ، میرزا اسماعیل خان کرمانی و جناب تاج اصفهان
همگی از اساتید مسلم موسیقی و در شعاع ادبیات کلاسیک ایرانی و
متصل و مقرب به معرفت بودند ولی اکنون در شرح قالب آنچه که
میشنویم باید به قول سعدی گفت :
«گر تو قرآن بر این نمط خوانی / ببری رونق مسلمانی»
موسیقی مذهبی در ایران دچار نوعی کثرتبینی و ظاهربینی شده است
و دلیل آن غفلت جاهلانه از شأن و مرتبتی است که موسیقی روحانی
دارد . شأن موسیقی منطبق بر معرفت در طول تاریخ همواره مورد
تذکر جدی بوده است . از تفسیر تئوری فیثاغورثیان تا آرای
فلاسفه و عرفا از جمله "اخوانالصفا" مرتبت قدسی این موسیقی
روحانی مورد اشارت و عنایت قرار گرفته ، به قول مولانا :
«پس حکیمان گفتهاند این لحنها / از دوار چرخ بگرفتیم ما
ما همه اجزای آدم بودهایم / در بهشت این لحنها بشنودهایم»
یا در جای دیگری میفرمایند :
«قوتی گیرد خیالات ضمیر / بلکه صورت گیرد از بانگ صفیر
آتش عشق از نواها گشت تیز / آنچنان که ، آتش آن جوز ریز»
فراموش نکنیم که در اعصار گذشته صنف مداحان دارای
فتوتنامههایی سرشار از عنایات و اشارات بودهاند که جمیع
ویژگـیها ، اخـلاقیات و قوانین مداحی را با تعبیرات صـریح
ترسیـم کردهاند و همینطور در مـورد منقبتخوانان که سادهخوان
، قراخوان و مرصعخوان را با شرح تفصیلات از هم و بر مبنای
تواناییهای متفاوت تمیز دادهاند . هر مقام را ادبی است . این
فتوتنامهها ادب اهل شریعت را در مقام مداح یا منقبتخوان ،
سخن گفتن خردورزانه ، معرفتشناس و متکلم پسند میدانند و بر
اخلاقیات تاکید بسیار دارند .
شرط اول مجریان این معاریف را صاحب دلی و پاکی میدانند و
اشارت دال بر این معنا آنقدر فراوان است که حاجت به نقد نیست
ولی امروزه حتی گاهی در برخی اشعار و ملودیهای نازل دستهای
از مداحان شاهد وهن جدی اهل بیت هستیم . اگر دستاندرکاران این
حرفه سیره خاندان عصمت و طهارت را به جان بدانند ، طهارت و قوت
نفس داشته باشند و تقرب معرفتی و فرهنگی و حرفهای با شعر و
موسیقی پیدا کنند حتماً نمونههای باارزش و باهویت جای خود را
باز میکند ، نمونههایی که هم سهم دل را میدهد و هم سهم عقل
را .
«طریق عشق طریقی عجب خطرناک است / نعوذبالله اگر ره به مقصدی
نبری»
نقش نهادهای مرتبط را چقدر در این بازیابی موثر میدانید ؟
حسن عمل هم رضایت خلق را در پی دارد و هم رضایت خالق را .
وزارت ارشاد ، حوزه هنری (که انصافاً موفقتر از سایر
نهادهاست) و بیشتر از این دو ، صدا و سیما میتوانند بسیار
بهتر عمل کنند و به بسترهای غنی فرهنگی و میراث باارزش ما در
این نوع موسیقی توجه کنند و از ترویج نمونههای نازل و عامه
پسند بپرهیزند . اینگونه است که رقم توفیق قطعی بر پیشانی این
مراکز حک میشود .
مجله شبکه هنر – شماره چهارم – نیمه دوم آذر 89 – ویژه محرم
|